اولین راهپیمایی دخترم

آمدیم به احترام خون شهدا...
ادامه مطلب...
امسال برای اولین بار بود که با تو در راهپیمایی شرکت میکردم البته یه کم دیر رسیدیم و تقریبا راهپیمایی دیگه داشت تموم میشد .ولی خب اصل همین حضوره که ما داشتیم
تو مصیر راهپیمایی چندتا سرباز مسؤول رنگ کردن صورت بچها بودن.به بابایی گفتم بیا ماهم دخترمون رو ببریم.اولش یه کم مخالفت کرد اما بعد...


اینی شد که میبینی .خیلی ناز شده بودی.وقتی سربازه میخواست صورتت رو رنگ بزنه میخواستی به قلموی رنگ نگاه کنی برا همین بابایی صورتت رو گرفت تا تکون ندی
بعد رفتیم کنار میز نقاشی که شما بیشتر مداد ها رو بر میداشتی

اینم یه عکس یادگاری ...

البته اینجا یه کم بغض کرده بودی آخه از صدای شیپور ترسیده بودی...

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین راهپیمایی دخترم 




مامان فاطمه سادات