دیدار با مادر چهار شهید
دیشب زندایی جون زنگ زد خونمون و برا شام دعوتمون کرد.دایی جون مادر چهار شهید رو که اومده بودن اردکان دعوت کرده بود به ماهم گفته بود بیاین.خانم عزیز بودن و مهربونیشون همه جای خونه رو پر کرده بود چندتا خاطره از پسراشون برامون گفتن حس خوبی داشتم فکر کنم این حس رو همه ی اونایی که اونجا بودن داشتن.واقعا ما به این مادرای محترم شهدا مدیونیم خدا کنه که کاری نکنیم که ناراحت بشن...
ایشون شما رو بغل کردن و بوسیدنت و برات دعا کردن
شب خیلی خوبی بود شما هم خدا رو شکر زیاد اذیت نکردی و دختر خوبی بودی .
دوست دارماااااااااااااااااااااا



دیدار با مادر چهار شهید 
